میر داود موسوی

وتاریخ همچنان در تکرار است ........
نویسنده : میرداود موسوی - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۸

امام حسین (ع)   می فرمایند :

 مردم بنده دنیایند و دین بر سر زبانهای آنها آویزان است ، آن را می چرخانند بر محور زندگی خود، وقتی به وسیله بلا آزمایش شوند دینداران کم خواهند بود.

روزی که امام حسین(ع)  می خواستند از مدینه حرکت کنند ، عده ای به حضرت اعتراض کردند که چرا می روی؟

عده ای از روی دلسوزی و عده ای از روی ترس اعترض کردند امّا امام حسین(ع)  نپذیرفتند ، چون می دانستند  اینها از دنیای خود میترسند ، یکی به خاطر مال و ثروتش نمی آید ، یکی از روی ترس ، یکی از روی علاقه شدید به زن و فرزند و...

لذا امام حسین (ع) با خانواده خود حرکت کردند تا به دیگران بفهمانند که این حرکت  برای دنیا و ریاست نیست. زیرا اگر چنین بود زن و بچه ها را همراه خود به میدان نبرد نمی بُردند .

آنها هر کدام به بهانه ای امام حسین(ع) را تنها گذاشتند و برای یاری دین خدا قدمی بر نداشتند ، لذا پس از واقعۀ کربلا یزید  چهار هزار عرب بادیه نشین را به مدینه فرستاد و گفت: من امیرالمومنین  شما هستم ،  سه روز و سه شب مال و جان و ناموس  این مردم بر شما  حلال است .

عرب های بادیه نشین حمله ور به سوی مدینه  شدند ،  وآن کردن که یزید دستور داده بود .آنهایی که از ترس مالشان ، از حق امام حسین(ع)  دفاع نکردند  مالشان را بردند ، آنهایی که بخاطر زن و بچه اشان نرفته بودند ، بچه هایشان را کشتند و به زنانشان تجاوز کردند ، و چهار هزار ولد زنا داخل شکم زنهای آنها باقی گذاشتند .

آری نتیجه تنها گذاشتن و یاری نکردن امام  حسین(ع)  این شد ؛که اگر آنها حسین(ع) را یاری می کردند ؛ حق به جای باطل می نشست و خودشان  و  زندگیشان نیز حفظ می شد و یا در راه صحیحی استفاده می شد.

تاریخ تکرار وقایع است همان طور که تاریخ چرخید و درزمان  خروج مختار باز خودی نشان داد و تاریخ تکرار شد.

مختار به لشکر7000 نفره خود، راه را از چاه نشان داد و به آنان گوشزد کرد وبارها تکرار کرد که فریب تزویر را نخورید و از حق دفاع کنید که اگر این گونه نکنید گردنتان رادرهم  خواهند شکست.

 

آنان نیز ترس را پیشه راه خود قرار دادند و راه را درست نپیمودند و از ترس جان در رکاب مختار نجنگیدن و در نهایت آن شد که مختار به آن اشاره داشت زُبیری یان لشکر 7000نفره ای که از ترس جان تسلیم شدند را گردن زدن و دریای خونی در تاریخ رقم خورد.

 وتاریخ همچنان در تکرار است ........

 

" حسین منی و انا من حسین احب الله من احب حسینا حسین سبط من الاسباط "

 

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند: "حسین(ع)  از من است و من از   حسین(ع)  ، خدا دوست دارد هرکس را که حسین(ع)  را دوست دارد ، حسین(ع)  نوه ای از نوه های پیامبران است."

ودر جایی دیگر می فرمایند:

" بدرستی که بواسطه شهادت حسین(ع)  حرارت و گرمایی در دلها مومنان است که هرگز به سردی و خاموشی نمی گراید."

من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم  

روز اول که آمدم دستور تا آخر گرفتم.

امام سجاد(ع) می فرمایند:

" هیچ روزی همچون روز مصیبت امام حسین(ع) نیست. "

بحارالانوار-ج44-ص298


comment نظرات ()