میر داود موسوی

دل نامه ها
نویسنده : میرداود موسوی - ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۸

این که هربارسرت با یکی گرم باشد

دلیل بر ارزشت نیست

آنقدر بی ارزشی که خیلی ها اندازه توهستند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قلب پر از سکوتم دلتنگه از

 بی تو ببین چه سرده تابستون و تنهایی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ما را از کودکی

به جدایی ها عادت داده اند

همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند:

خوب ها / بدها

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

'در آغوش خودم هستم ...

من خودم را در آغوش گرفته ام !

نه چندان با لطافت ...

نه چندان با محبت ...

اما وفادار ... وفادار ...!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

این تو نیستی که مرا از یاد برده ای

این منم که به یادم اجازه نمیدهم

حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند...

صحبت از فراموشی نیست....

صحبت از لیاقت است .... !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در هجوم لحظه های پوچ جدایی ،

سکوت تنها یادگار با تو بودن است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کاش به جای جدایی مردن بود ،

چون مردن یک لحظه است و جدایی ذره ذره مردن .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تا تماشای تو راهی نمانده بود پنجره کم آوردم !

کاش این همه دیوار نچیده بودی ...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تمام عمر مرا مهر آشنایی برد

تمام عشق مرا داغ بی وفایی برد

گذشت عمر و نیامد نگار و من مردم

بگوش او برسانید از جدایی مرد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه قدر تلخ شده ای ... انقدر که حتی ...

وقتی صدایت را می شنوم ... احساس می کنم ...

 دیگر دلم برایت نمی لرزد...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فراق و دوریت دیوانه ام کرد

چو مجنون راهی ویرانه ام کرد

چنان داغی به دل ماند از جدایی

که با هر آشنا بیگانه ام کرد ...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد.

نمی دانم نداشتنت سخت تر است؛

یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دل واپسی من از نیامدنت نیست.....

می ترسم در پس این دل دل زدن ها

بیایی و دگر نخواهمت......!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همیشه درد از دیگران است ...

گاهی از نبودنــشان ،

گاه از بودنــشان

 @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

وقتی مو توی غذا باشه ،

فرقی نمیکنه مژه ی دلبر باشه ، یا سیبیل اکبر!

 @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

هر وقت از پل هوایی رد می شد با خودش فکر می کرد ده ثانیه از عمرش رو تلف کرده روز دهم از زیر پل رد شد از لحظه تصادف تا تموم کردنش فقط صد ثانیه طول کشید !

 @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

همیشه از فاصله ها گلایه داشتیم شاید یادمان

رفته که در مشق کودکی هم برای فهمیدن کلمات

کمی فاصله لازم بود

 @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

دیشب که نمیدانستم به کدام یک از گریه هایم بگریم!!! خندیدم

 


comment نظرات ()